آزمون پنجم

خيلي به خودم اطمينان دارم

1

دوست داشتم فرد ديگري بودم

2

مردم خيلي مرا دوست دارند

3

من و خانواده ام وقتي با هم هستيم خيلي از زندگي لذت مي بريم

4

صحبت کردن در مقابل گروه برايم خيلي دشوار است

5

دلم مي خواست جوانتر بودم

6

اگر مي توانستم خيلي از ويژگيهايم را عوض مي کردم

7

بدون دشواري مي توانم تصميم بگيرم

8

مردم زندگي با من را خوشايند مي دانند

9

در خانه خيلي زود عصباني مي شوم

10

به کاري که دارم افتخار مي کنم

11

لازم است هميشه يکي به من بگويد که چکار مي کنم

12

مدتها وقت لازم دارم که با شرايط جديد سازگار شوم

13

اغلب به کارهايي که انجام مي دهم تاسف مي خورم

14

درميان همسالان خود از همه محبوبتر هستم

15

خانواده ام اغلب به احساسات من توجه مي کنند

16

کارم را به بهترين وجه انجام مي دهم

17

به آساني کارم را ول مي کنم

18

معمولا مواظب خودم هستم

19

تا اندازه اي شاد هستم

20

دوست دارم با افراد جوانتر از خودم معاشرت کنم

21

خانواده ام خيلي به من اميد بسته اند

22

وقتي در جمع هستم دوست دارم صدايم کنند

23

خودم را درک مي کنم

24

برايم خيلي دشوار است که خودم باشم

25

زندگي من کاملا نا منظم است

26

معمولا مردم توصيه هاي مرا به کار مي برند

27

در خانه کسي عملا به فکر من نيست

28

آنطور که لازم است کار نمي کنم

29

مي توانم نظر بدهم و خودم نيز به آن عمل کنم

30

واقعا دوست ندارم يک زن (مرد)شوم

31

در مورد خودم يک عقيده کمي فريبنده دارم

32

دوست ندارم همراه ديگران باشم

33

اغلب به ترک کردن خانه فکر مي کنم

34

اغلب احساس مي کنم که عصباني هستم

35

اغلب از خودم خجالت مي کشم

36

برخلاف اکثر مردم ظاهر خوبي ندارم

37

وقتي چيزي براي گفتن دارم معمولا مي گويم

38

مردم اغلب مرا آدم مهمي مي دانند

39

خانواده ام مرا درک مي کند

40

کارفرما يا رييس به من مي فهماند که لياقت ارتقا را نداشتم

41

آنچه برايم اتفاق مي افتد بي تفاوتم مي کند

42

آدم کم استعدادي هستم

43

وقتي ديگران چاپلوسي مي کنند به شدت عصباني مي شوم

44

اکثر مردم بيشتر از من محبوب هستند

45

اغلب احساس مي کنم که خانواده ام پشت سرم حرف مي زنند

46

هميشه مي دانم که به مردم چه بگويم

47

اغلب دلسرد مي شوم

48

مردم نمي توانند به من اعتماد کنند

49

هرگز پشت سر ديگران حرف نمي زنم

50

آيا فكر مي كنيد اگر زمان را از دست ندهيد  اكثر مسائل خود به خود حل مي شود؟

51

آيا فكر مي كنيد مي توانيد از مبتلا شدن به زكام جلوگيري كنيد؟

52

آيا برخي اشخاص خوش شانس به دنيا مي آيند؟

53

آيا احساس مي كنيد گرفتن نمره خوب براي شما اهميت زيادي دارد؟

54

آيا اغلب به خاطر مسائلي كه مسئول نيستيد سرزنش مي شويد؟

55

آيا فكر مي كنيد اگر دانشجو به اندازه كافي مطالعه كند در همه دروس موفق خواهد شد؟

56

آيا احساس مي كنيد در اكثر مواقع تلاش به جايي نمي رسد زيرا هيچ چيزي پيش نمي رود؟

57

آيا فكر مي كنيد اگر روزتان خوب شروع شود هرچه انجام دهيد خوب خواهد بود؟

58

آيا فكر مي كنيد والدين به آنچه فرزندانشان مي گويند اغلب گوش مي دهند؟

59

آيا فكر مي كنيد آرزو مي تواند چيزهاي خوبي به همراه آورد؟

60

آيا وقتي تنبيه مي شويد معمولا فكر مي كنيد دليل عمده اي نداشت؟

61

آيا اغلب احساس مي كنيد كه عوض كردن نظر يك دوست دشوار است؟

62

آيا فكر مي كنيد تشويق بيشتر از شانس به پيروزي يك گروه كمك مي كند؟

63

آيا به اين نتيجه رسيده ايد كه تغيير دادن نظر والدين خود درباره برخي مسائل عملا غير ممكن است؟

64

آيا والدين بايد فرزندان خود را آزاد بگذارند تا شخصا تصميم بگيرند؟

65

آيا وقتي خطايي مرتكب مي شويد خيلي كم امكان دارد كه آنرا اصلاح كنيد؟

66

آيا فكر مي كنيد در اكثر مواقع مهارتهاي ورزشي به ارث مي رسند؟

67

آيا فكر مي كنيد افراد همسن شما قويتر از شما هستند؟

68

آيا فكر مي كنيد يكي از بهترين شيوه ها براي حل اكثر مسائل اين است كه نبايد به آنها فكر كرد؟

69

آيا احساس مي كنيد در انتخاب دوستان خود اختيار عمل زيادي داريد؟

70

آيا فكر مي كنيد اگر در اول هفته پولي پيدا كنيد آن هفته شانس خواهيد آورد؟

71

آيا اغلب به اين نتيجه مي رسيد كه نمرات شما با كاري كه انجام مي دهيد ارتباط زيادي دارند؟

72

آيا به اين نتيجه رسيده ايد كه وقتي يكي از همسالان عليه شما عصباني مي شود تقريبا نمي توانيد او را آرام كنيد؟

73

آيا تا به حال چيزي داشته ايد كه براي شما شانس بياورد؟

74

آيا فكر مي كنيد ارزشيابي ديگران از شما به رفتار شما بستگي دارد؟

75

آيا وقتي از والدين خود تقاضاي كمك مي كرديد آنها قبول مي كردند؟

76

آيا به اين نتيجه رسيده ايد كه عصبانيت ديگران عليه شما اغلب بدون علت است؟

77

آيا اغلب احساس مي كنيد كه مي توانيد آينده را با اعمال امروز خود عوض كنيد؟

78

آيا فكر مي كنيد وقتي بدبختي مي آيد هركاري انجام دهيد بي فايده است؟

79

آيا فكر مي كنيد افراد هر چه را كه بخواهند مي توانند انجام دهند به شرط انكه واقعا تلاش كنند؟

80

آيا احساس مي كنيد تلاش شما در خانه براي اينكه  نشان دهيد حق با شماست بي فايده است؟

81

آيا معتقد هستيد كه خوشبختيها در اثر تلاشهاي گسترده بدست مي آيد؟

82

آيا فكر مي كنيد وقتي  كه يكي از همسالان مي خواهد با شما دشمني كند نمي توانيد كاري كنيد؟

83

آيا فكر مي كنيد متقاعد كردن دوستان براي انجام دادن آنچه شما مي خواهيد آسان است؟

84

آيا نظر شما درباره غذايي كه در خانه تهيه مي شود خيلي موثر است؟

85

احساس مي كنم انسان باارزشي هستم حداقل مساوي با ديگران

86

احساس مي كنم چند ويژگي خوب دارم

87

مي توانم به خوبي اكثر مردم كارها را انجام دهم

88

نسبت به خود نگرش مثبت دارم

89

بطور كلي از خودم راضي هستم

90

احساس مي كنم چيز زيادي ندارم كه به آنها افتخار كنم

91

با در نظر گرفتن همه چيز معمولا فكر مي كنم شكست خورده ام

92

ايكاش مي توانستم احترام بيشتري به خودم قايل شوم

93

گاهي احساس مي كنم بي فايده هستم

94

گاهي فكر مي كنم اصلا نمي توانم كاري انجام دهم

95

پيش از آنكه راي بدهم تواناييهاي همه نامزدها را عميقا بررسي مي كنم

96

اگر قرار باشد خلاف كنم تا به بيچاره كمك كنم ترديد نمي كنم

97

اگر تشويق نشوم گاهي ادامه كار برايم مشكل مي شود

98

هرگز از كسي به شدت متنفر نشده ام

99

گاهي اتفاق مي افتد كه در توانايي خود براي موفقيت در زندگي ترديد مي كنم

100

وقتي كارها طبق ميل من پيش نمي رود گاهي احساس بغض مي كنم

101

هميشه به شيوه لباس پوشيدن خود دقت مي كنم

102

طرز نشستن من بر سر ميز غذا چه در رستوران و چه در خانه يكسان است

103

اگر بتوانم بدون بليت وارد سينما شوم و مطمئن باشم كه كسي نخواهد ديد اينكار را انجام مي دهم

104

بارها اتفاق افتاده است كه فعاليت يا كاري را رها كرده ام زيرا در صلاحيت خود ترديد داشتم

105

دوست دارم به موقع بدگوييها را بازگو كنم

106

در برخي لحظه ها خواسته ام عليه صاحبان قدرت حرف بزنم حتي اگر حق با آنها بود

107

مهم نيست كه چه كسي حرف مي زند هميشه با دقت گوش مي دهم

108

اتفاق افتاده است كه خود را به مريضي زده ام تا مورد توجه قرار گيرم

109

برايم اتفاق افتاده است كه از كسي استفاده كنم

110

هميشه آماده ام به خطاي خود اعتراف كنم

111

هميشه سعي مي كنم آنچه را كه توصيف مي كنم به مرحله عمل در آورم

112

برايم دشوار نيست كه با آدمهاي بد دهن كنار بيايم

113

گاهي سعي مي كنم به جاي بخشيدن و فراموش كردن انتقام بگيرم

114

وقتي چيزي را نمي دانم به ميل خود آنرا مي پذيرم

115

هميشه مودب هستم حتي در مقابل افراد ناخوشايند

116

گاهي واقعا اصرار مي كنم كه كارها به ميل من انجام گيرد

117

گاهي احساس كرده ام كه مي خواهم همه چيز را بشكنم

118

هرگز اجازه نمي دهم كه كسي به جاي من تنبيه شود

119

اگر از من بخواهند در مقابل لطفي كه كرده اند خدمتي انجام دهم هرگز رنجيده خاطر نخواهم شد

120

هرگز با كسي كه افكارش مخالف افكار من بوده دشمني نكرده ام

121

بدون آنكه جوانب كار را بررسي كنم هرگز به مسافرت طولاني نمي روم

122

گاهي نسبت به خوشبختي ديگران خيلي حسادت مي كنم

123

هرگز بطور واقعي احساس نكرده اك كه مي خواهم يكي را سرزنش كنم

124

گاهي از دست افرادي كه انتظار مساعدت دارند عصباني مي شوم

125